سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
113
اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)
صرف فعل ماضى از باب تفاعل / تفاهم / همفكرى كرد يك مرد غائب در زمان گذشته مذكر غائب / تفاهما / همفكرى كردند دو مرد غائب در زمان گذشته / تفاهموا / همفكرى كردند مردان غائب در زمان گذشته / تفاهمت / همفكرى كرد يكزن غائب در زمان گذشته مؤنث غائب / تفاهمتا / همفكرى كردند دو زن غائب در زمان گذشته / تفاهمن / همفكرى كردند زنان غائب در زمان گذشته / تفاهمت / همفكرى كردى تو يكمرد حاضر در زمان گذشته مذكر حاضر / تفاهمتا / همفكرى كرديد شما دو مرد حاضر در زمان گذشته / تفاهمتم / همفكرى كرديد شما دو مرد حاضر در زمان گذشته / تفاهمت / همفكرى كردى تو يكزن حاضر در زمان گذشته مؤنث حاضر / تفاهمتما / همفكرى كرديد شما دو زن حاضر در زمان گذشته / تفاهمتنّ / همفكرى كرديد شما زنان حاضر در زمان گذشته متكلموحده / تفاهمت / همفكرى كردم در زمان گذشته متكلم مع الغير / تفاهمنا / همفكرى كرديم در زمان گذشته صرف فعل مضارع از باب تفاعل / يتفاهم / همفكرى مىكند يك مرد غائب در زمان حال يا آينده مذكر غائب / يتفاهمان / همفكرى مىكنند دو مرد غائب در زمان حال يا آينده / يتفاهمون / همفكرى مىكنند مردان غائب در زمان حال يا آينده / تتفاهم / همفكرى مىكند يك زن غائب در زمان حال يا آينده مونث غائب / تتفاهمان / همفكرى مىكنند دو زن غائب در زمان حال يا آينده / يتفاهمن / همفكرى مىكنند زنان غائب در زمان حال يا آينده